يوسف گمگشته
مرا چه به فال حافظ
که یوسفم را سالهاست گرگ خورده است و
در قحطی عشق چنان به سنگها دل بسته ام که حتی میان فالها هم کلبه احزان من
گلستان نمی شود !!!
doste khob
مرا چه به فال حافظ
که یوسفم را سالهاست گرگ خورده است و
در قحطی عشق چنان به سنگها دل بسته ام که حتی میان فالها هم کلبه احزان من
گلستان نمی شود !!!
شاگردی از استادش پرسید : عشق چیست ؟
استاد در جواب گفت : به گندم زار برو و پر شوخه ترین شاخه را بیار اما در
هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمیتوانی به عقب برگردی
تا خوشه ای به چینی !
شاگرد به گندم زار رفت پس از مدتی طولانی برگشت .
استاد پرسید : چه آوردی !
شاگرد با حسرت جواب داد : هیچ! هر چه جلو میرفتم پر پشت تر
میدیدم و به امید پر پشت ترین خوشه تا انتهای گندم زار رفتم .
استاد گفت : عشق یعنی همین !
شاگرد پرسید پس ازدواج چیست ؟
استاد به سخن آمد که به جنگل برو و بلند ترین درخت را بیاور اما به یاد
داشته باش که بازم نمیتونی به عقب برگردی !
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاه با درختی برگشت .
استاد از شاگرد پرسید که چه شد ؟
شاگرد در جواب گفت :به جنگل رفتم واولین درختی که دیدم انتخاب کردم
ترسیدم که اگر به جلو بروم باز هم دست خالی برگردم .
استاد باز گفت : ازدواج هم یعنی همین !
كي دله سنگه سنگت ازدله من خبرداشت
اشكاي گرمه گرمم كي تو دلت اثرداشت
وقتي هنوربه يادت گريه ميادسراغم
عشقه تو هستم انگار پيش تويادگارم
قلبه مني چه جوري يه روزازت جداشم عشقه مني نمي شه دوست نداشته باشم قلبه مني چه جوري يه روزازت جداشم عشقه مني نمي شه دوست نداشته باشم
فكرمي كنم تومهربون هنوزدلت پيشه منه ببين يه عاشق چه جوري هي خودشو گول مي زنه فكرمي كنم من بميرم عمرتوهم تموم مي شه ببين يه عاشق چه جوري اسير قلبه پاكشه
قلبه مني چه جوري يه روزازت جداشم عشقه مني نمي شه دوست نداشته باشم قلبه مني چه جوري يه روزازت جداشم عشقه مني نمي شه دوست نداشته باشم
به من مي گفتي كه منو دوست داري مي ترسيدم من نباشم دق كني اماتوكه عاشقه من نبودي فقط مي خواستي منو عاشق كني آخ كه هنوزبي توپريشونه دل آخ كه هنوزساده ي ساده هستم هنوزهمون اسير بي پناهيكه زندگيشو به تو داده هستم
قلبه مني چه جوري يه روزازت جداشم عشقه مني نمي شه دوست نداشته باشم قلبه مني چه جوري يه روزازت جداشم عشقه مني نمي شه دوست نداشته باشم
فكرمي كنم تومهربون هنوزدلت پيشه منه ببين يه عاشق چه جوري هي خودشو گول مي زنه فكرمي كنم من بميرم عمرتوهم تموم مي شه ببين يه عاشق چه جوري اسير قلبه پاكشه قلبه مني چه جوري يه روزازت جداشمعشقه مني نمي شه دوست نداشته باشم
قلبه مني چه جوري يه روزازت جداشم عشقه مني نمي شه دوست نداشته باشم به من مي گفتي كه منو دوست داري مي ترسيدم من نباشم دق كني اماتوكه عاشقه من نبودي فقط مي خواستي منو عاشق كني آخ كه هنوزبي توپريشونه دل آخ كه هنوزساده ي ساده هستم هنوزهمون اسير بي پناهي كه زندگيشو به تو داده هستم قلبه مني چه جوري يه روزازت جداشم عشقه مني نمي شه دوست نداشته باشم قلبه مني چه جوري يه روزازت جداشم عشقه مني نمي شه دوست نداشته باشم
- رکسانا ! مانی می خواد با مریم خانم و سارا خانم صحبت کنه ! لطفا بزن رو آیفون.........
|
ردیف |
موضوع |
حجم |
دریافت | ||
|
1 |
رمان رکسانا - 1 |
م.مودب پور |
رمان |
4.7 mb |
|
|
2 |
رمان رکسانا - 2 |
م.مودب پور |
رمان |
3.6 mb |
|
|
3 |
رمان رکسانا - 3 |
م.مودب پور |
رمان |
8.7 mb |
|
|
4 |
رمان رکسانا - 4 |
م.مودب پور |
4.3 mb |
||
|
5 |
رمان رکسانا - 5 |
م.مودب پور |
رمان |
6.9 mb |
|
|
6 |
رمان رکسانا - 6 |
م.مودب پور |
رمان |
7.8 mb |
|
|
7 |
رمان رکسانا - 7 |
رمان |
11 mb |
||
|
8 |
رمان رکسانا - 8 |
م.مودب پور |
5.6 mb |
||
|
9 |
رمان رکسانا - 9 |
م.مودب پور |
رمان |
7.6 mb |
|
|
10 |
رمان رکسانا - 10 |
م.مودب پور |
رمان |
8.3 mb |
|
|
11 |
رمان رکسانا - 11 |
م.مودب پور |
رمان |
8.7 mb |
|
|
12 |
رمان رکسانا - 12 |
م.مودب پور |
رمان |
5.3 mb |
|
|
13 |
رمان رکسانا - 13 |
م.مودب پور |
رمان |
5.6 mb |
|
|
14 |
رمان رکسانا - 14 |
م.مودب پور |
رمان |
4.3 mb |
يکی بود يکی نبود .
غير از خدای مهربون هيچ کس نبود .
يه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت :
عزيزم چند روزه مادر بزرگت مبايلش و جواب نميده .
هرچی SMS هم براش ميزنم
باز جواب نمیده . Online
هم نشده چند روزه. نگرانشم .
چندتا پيتزا بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر . ببين حالش چطوره
شنل قرمزی گفت : مامی امروز نميتونم .
قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس
مهربون بريم ديزين اسکی .
در میان هر سیب دانه ها محدود است و در دل هر دانه سیب ها نا
محدود!!..چیستانی است عجیب،دانه باشیم نه سیب..(دکتر علی
شریعتی)
گر سنگ در مسیر رودخانه نبود .هیچ وقت صدای اب زیبا نبود
انتهای تاریکی روزنه ای است به روشنایی و رسیدن به روشنایی گذری
است از تاریکی
خورشید به خوشرنگی رنگین کمان غطبه میخورد .رنگین کمان به
ماندگاری خورشید
زندگی حکایت مرد یخ فروشی است که از او پرسیدند :فروختی؟ گفت
نخریدن . اب شد
من منتظرت شدم ولي در نزدي
بر زخم دلم گل معطر نزدي
گفتي كه اگر شود مي آيم اما
مرد اين دل و آخرش به او سر نزدي
می گن خدا ابر رو به گریه در میاره تا گل بخنده پس هر وقت بارون اومد
یادت نره بخندی.
آدما از آدما زود سیرمیشن / آدما از عشق هم دلگیر میشن / آدما رو
عشقشون پا میزارن / آدما , آدم و تنها میزارن
به کسی نگویید که برگردد! آدمی که به خاطر شما بر می گردد، به خاطر
دیگری هم می رود ....!
در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد / در قفس ماندم ولی صیاد
آزادم نکرد / آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد / آرزوی مرگ کردم
مرگ هم یادم نکرد.
لبخند می زنی دلمان عاشقت شود / این چشمهای بسته زبان عاشقت
شود / صیاد چشم راه به جایی نمی برد / وقتی که دست و تیر و کمان
عاشقت شود / موهات را به شانه باران سپرده ای طولی نمی کشد / که
جهان عاشقت شود این شعر را مقابل باران گذاشتم / تا واژه های تشنه
آن عاشقت شود / می ترسم از نگاه اهوراییت که باز / درکوچه هر چه مرد
جوان عاشقت شود / با تیک تاک ثانیه های می تپد دلم / چیزی نمانده تا
که زمان عاشقت شود / چیزی نمانده تا همه شهر یکصدا / در یک طلوع
پر هیجان عاشقت شود / پس می شود که زاده پاییز باشی و / کاری
کني که فصل خزان عاشقت شود / امشب برای شاعر گمنام این غزل /
این شعر را دوباره بخوان عاشقت شود
تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست / ما تجربه کردیم کسی
یار کسی نیست
سفری غریب داشتم توی چشمای قشنگت،سفری که بر نگشتم غرق
شدم توی نگاهت، دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود،چشم تو مثل یه
سایه همه جا همسفرم بود،من همون لحظه اول آخر راهو میدیدم،تپش
عشق و تو رگهام عاشقانه می چشیدم